مطلبی که در زیر می آید در هفته کتاب سال 1393 و برای انتشار در خبرگزاری لیزنا نوشته شده بود ولی در آنجا منتشر نشد لذا در این وبلاگ درپیت منتشر می شود. لبخند. 

-----

اینها فقط نظرات شخصی است.

و البته جمله بالا یکی از آن دست جملاتی است که برای ایجاد گریزگاهی گفته می شود تا اگر در آینده مخالفتی شد بتوان از طریق آن نجات پیدا کرد.

ضرب المثل معروفی است که می گوید : " خشت اول گر نهد معمار کج ، تا ثریا می رود دیوار کج " این را داشته باشید تا بعد.

در هفته کتاب مراسمات مختلفی برگزار شد. با اطمینان می توان گفت که در همه شان تعریف و تمجید فراوان بود و بنظرم اینهمه مثبت اندیشی خود جای تقدیر و تشکر داشت که در این آشفته بازار کتاب و کتابخوانی اینهمه خوش هستیم.

لذا با توجه به اینکه جامعه کتابداری از حیث مثبت اندیشی به خودکفایی رسیده است و انقریب است که صادرات هم داشته باشد ، من خواستم کمی منفی نگری کنم.

اگر به ضرب المثل بالا برگردیم ، ما یک دیوار داریم که از مجموعه ای آجر تشکیل شده است که کلیت آن کج می باشد. حالا اگر شما با ابزار مختلف چند آجر از میان آجرها را راست و درست کنید بازهم کلیت آجرها (دیوار) کج است و این به نظر من مصداق همان ایده هایی است که این روزها در همایش ها برای کتابداران گفته می شود که اگر مدیران بالادستی متوجه اهمیت کتاب و کتابخانه نمی شوند ، شما با خلاقیت افراد را به کتابخانه جذب کنید، بروید کسبه و اهل محل را به کتابخانه دعوت کنید، نمایشگاه کتاب بگزارید و برشور تبلیغاتی بدهید ، به مدرسه ها بروید و دانش آموزان را دعوت کنید و غیره.

و به شکل کلی اگر سازمان کج است ، شما چند آجر را راست کنید و دلتان خوش باشد که کاری کرده اید.

نظر من این است که این دیوار آنقدر کج بالا رفته است که دیگر امکان تصحیحش نیست. یعنی اصلاً عقلانی نیست که بخواهیم ادامه این دیوار کج را راست بچینیم و بنظر حتی اگر بخواهیم هم دیگر نمی شود. کار درست این است که خرابش کنیم و از ابتدا دوباره بچینیم و البته اینجا مسئله ای دیگر جلوه می کند. من که به شخصه جرئت نمی کنم این دیوار را خراب کنم، هم به این خاطر که روی خودم بریزد و یک کتابدار بیچاره درگیر شود با بیمه که دست آخر دیه اش را بدهند یا ندهند و هم اینکه هیچ بعید نیست با خراب شدن دیوار به دست شما ، سازمان و ارگان های مختلف بابت خراب کردن دیوار کجشان از شما شکایت کنند و آن موقع است که وقتی شما نمی توانید کج بودن دیوار را برایشان تفهیم کنید ، خراب کردن دیوار را عمراً بتوانید تفهیم کنید. پس کار درست در حال حاضر ( و در حالی که همه تان بعد از خواندن جمله ی بعد مرا شخصی منفی نگر خواهید دانست ) این است که صبر کنیم تا دیوار خودش بریزد و وقتی ریخت می شود امیدوار بود که دیوار بعدی راست چیده شود.

در پایان نصحیتی می کنم ، مواردی دیده شده که شخصی سعی کرده است تا سازمانی را متوجه کج بودن بعضی بخش هایش بکند و درصدد تغییر این بخش ها برآمده ولی بعد از مدتی بجای درست شدن و عوض شدن رویه کار ، آن شخص با شخص دیگری عوض شده است !!!