تبليغاتX
آنتی کتابدار (طنز) - یاشار - طنز کتابداری - کتابدار - ketabdar - Antiketabdar

 

 " کتابداری در سال 1400 "

( اخبار و پیشگویی هایی از رشته در سال 1400 )

 

·               مطرح شدن نسل جدیدی از اوپن اکسس ها ( open access ) با نام " دسترسی چهارطاق به اطلاعات"

·               ثبت رکورد یک هزارُمین دفعه برگزاری همایش " شناخت مبانی کتابداری" !!!

·               برداشته شدن اولین گام های عملی شناسایی رشته به جامعه با تبدیل شدن به تیتر اول رسانه های ملی در اثر خودکشی یکی از کتابداران در اعتراض به بی کلاس بودن این رشته ( روحش شاد )

·               تشکیل انجمن کتابداری ایران – شاخه دهاتِ " روی نقشه معلوم نیست آباد " !!!

·               فارغ التحصیلی یک میلیاردُمین دانش آموخته دکترای کتابداری از دانشگاه پیام نور – واحد کویر لوت

·               اعتراضات شدید دانشجویان دختر کتابداری به کمبود و گاهاً نبود پسر در رشته و اعتراض به تبدیل شدن کلاس های دانشگاه بمثابه کلاس های  پر از دختر دبیرستانهایشان و حسودی به دیگر رشته ها در داشتن کلاس مختلط !!!

·               ازدواج خلاقانه یک زوج کتابدار در بین قفسه های کتابخانه و شاباش کردن کتابها روی سرشان توسط میهمانان برای اولین بار در جهان !!!

·               افزایش سیصد درصدی تعداد مراجعان به کتابخانه ( سه نفر در روز!!! )

·               واگزاری کتابخانه ملی به بخش خصوصی از طریق بورس در راستای اصل 44

·               آگهی استخدام کتابدار خیلی متخصص توسط نهاد کتابخانه های عمومی از بین فارغ التحصیلان " فقه و حقوق حنفی " ، " داروسازی " ، " گیاه شناسی " و " مترجمی زبان سانسکریت "

·               حذف درس کارورزی از واحد های درسی رشته کتابداری و جایگزینی آن با درس جدیدی به نام  " ورزی کار" !!!

·               خوشحالی بسیاری از کتابداران از شنیدن خبر :" تصمیم  برای بروز رسانی سایت انجمن کتابداری ایران در سال 1408 " !!!

·               برخورد شهاب سنگ 12 کیلویی با یک کتابدار و مشهور شدنش ظرف چند ساعت بعد از 28 سال کار در کنج کتابخانه !!! ( گرفتی چی می خوام بگم؟!!! )

 

بنگاه خبری آنتی کتابدار

خبرنگار و پیشگوی خبری ، یاشار

خدانگهدار.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/19ساعت 20:31  توسط یاشار   | 

 

" کتابخانه مرکزی "

 

سلام

امروز فقط می خواهم یه مطلب راجع به کتابخونه ی مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد بگم که بدونین این دانشگاه با این که اسم و رَسم داره یه کتابخونه ی درست درمون نداره . کتابخونه ی مرکزی اولاً یه جایی قرار داره که وقتی از اتوبوس پیاده می شین باید حدود 150 متر پیاده بری تا برسی. بعد که رسیدی با یه ساختمون مواجه می شی که اساساً برای سالن ورزشی ساختن و بعدها لطف کردن و دادن به کتابخونه تا کتابخانه ی مرکزی دانشگاه فردوسی در اون شکل بگیره ، سوماً که کنار مهد کودک واقع شده و جالبتر اینکه سالن مطالعه که بعدها به مجموعه ی کتابخونه اضافه شده درست کنار مهد کودک اضافه شده و باید به مهندس معمار دست گرم گفت . وقتی وارد کتابخونه می شین دو چیز چشم را به خود جلب می کنه ؛ اول : آدمهایی که اومدن درس بخونن با دوازده تا قلم و خودکار متفاوت و سه تا موبایل و انواع خوردنی و سه برگ جزوه و قیافه های عجیب و غریب . دوم : کتابهایی که از شدت فرسودگی و کهنگی منتظراً تا به اونها دست بزنین تا  شیرازشون از هم بپاشه و بعد سریع کتابخونه از شما طلب خسارت کنه که این کتاب بهترین کتاب عالم هستی بود و دیگه تـَلش پیدا نمی شه که واقعاً هم پیدا نمی شه چون مال دوره ی بابا بزرگ فتح علی شاه قاجار بوده . چند تا کتابدار هم توی کتابخونه کار می کنن که اگر از بخش امانت بگذریم بقیه اونها اضافی هستند و از نظر من همشون باید اخراج بشن چون کاری انجام نمی دن ، تازه وقتی از اونها یه سوال می پرسی مثل ... پاچه ی شما رو می گیرن و آخر هم  به شما  جواب درست نمی دن . در آخر اینکه اگر گذرتون به دانشگاه فردوسی مشهد افتاد حتماً به کتابخونه ی مرکزی یا بهتر بگم موزه ی مرکزی دانشگاه یه سری بزنین ، ضرر نمی کنین .

خدانگهدار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/04ساعت 21:47  توسط یاشار   |