مسابقه فوتبال تیم های
منتخب جهان و منتخب کتابگذاران ایران
معرفی تیم منتخب جهان :
بازیکنان تیم منتخب جهان : رونالدینهو ( نوک پیکان حمله ) ، کریستینو رونالدو ( یک قدم عقب تر از رونالدینهو ) ، تیری هانری ( بغل دست رونالدینهو ، یه کمی متمایل به چپ ) ، اتوئو ( گوش چهارم مربع حمله تیم منتخب جهان ) ، دِکو ( خط میانی ) ، کارلوس ( خط میانی ، بال راست ) ، لوئیس فیگو ( خط میانی ، بال چپ ) ، لـَمپارد ( خط دفاع ) ، مالدینی ( خط دفاع ) ، توتی ( خط دفاع ) ، رُسی ( خط دفاع ) ، بارتز ( دروازه بان )
پائولو مالدینی و خـُزئو رُمریو ( دو نفری سرمربی !!! )
- نویسنده : چند تا بازیکن داره این تیم منتخب جهان ؟!!!
و اما تیم منتخب کتابگذاران ایران ( شیره ) :
ناراحت الدوله ( دروازه بان ) ، عمو کتابدار ( گوش چپ ، بال راست !!! ) ، جوجه دیویی ( هم توپ جمع کن و هم خط میانی بغل دست یاشار ) ، خوابگزار اعظم ( دفاع چپ ) ، یاشار ( خط میانی ) ، کتابگذار اعظم ( نوک دفاع !!! و کاپیتان ) ، وکیله الرعایا ( نوک حمله )
امیرالدوله سونگیر ( سرمربی ) ، میرزا مهدی زاهد الدوله ( کمک مربی )
داوران :
داوران مسابقه جزء سرشناس ترین و معروف ترین و کم خطاترین و بهترین و ... داوران مطرح جهان هستند ، آقایون دکتر فتاحییان ( داور وسط ) ، دکتر دیانیان ( کمک اول ) ، دکتر حریان ( کمک دوم ) ، دکتر پریرخیان ( داور چهارم )
گزارشگر بازی :
عادل فردوسی پور از شبکه آنتی کتابدار مستقر در کتابخانه ملی جنب استادیوم آزادی !!!
- نویسنده : ببخشید داغ کردم .
- عادل فردوسی پور : به نام خدا و با سلام ، بازی دو تیم منتخب جهان و منتخب کتابگذاران ایران در این لحظه شروع می شه ، چه می کنه این فیگو ، با قدرت بدنی که داره همه رو از سر راه بر می داره .
- کنار زمین ، امیرالدوله سونگیر ( با فحش و بد و بیراه ) : یاشار ، بگیر جلوشو .
- یاشار : بابا این مثل خرس می مونه ، آخه من چی جور جلوشو بگیرم ؟!!!
در این لحظه وکیله الرعایا با یک تـَکول حرفه ای توپ رو از فیگو می گره .
- استادیوم ( با تعجب ) : اُه
وکیله الرعایا توپ را به یاشار پاس می دهد و یاشار هم با یک دِریپل کارلوس رو لایی مزنه و به خوابگزار اعظم پاس می ده .
- خوابگزار اعظم : برو کنار لـَمپارد تا سوسک نشدی .
- لـَمپارد : من از یه زن که دِریپل نمی خورم ، عمراً.
خوابگزار اعظم یک دِریپل دوطرفه مزنه و بعد صدای استادیوم
- استادیوم : اُه ، دمش گرم .
- لـَمپارد ( در حالی که چشماش از تعجب بیرون زده ) : چی شد ؟ کو توپ ؟ کـِی از من رد شد ؟
- فردوسی پور : عجب بازی ای ، چه می کنن این کتابگذاران اناث .
خوابگزار اعظم سانتر می کنه برای عمو کتابدار که جلو کشیده ولی در بین راه بارتز روی هوا توپ رو جمع می کنه و به سرعت پاس می ده به دِکو ، دِکو پاس می ده به کارلوس ، کارلوس همین جور که جلو می آد می رسه به یاشار و یکدفعه سرش رو پایین می ندازه و برق چشم های یاشار رو می زنه .
- یاشار : آخ چشمام ، کور شدم ، نامرد بی وجدان ، بگو چرا همیشه کلـّه ات کـَچـَله ، پست فطرت .
کارلوس بعد از رد شدن از یاشار پاس می ده به فیگو .
- جوجه دیویی : لعنتی بیا جلو ، الان خودم توپ رو ازت می گیرم .
- کتابگذار اعظم : آآآآآآآ ، من اومدم .
جوجه دیویی و کتابگذار اعظم همزمان می رن تو پای فیگو و در یک لحظه یک برخورد سه جانبه بین فیگو و جوجه دیویی و کتابگذاراعظم پیش می آید و بعد از یه کمی گرد و خاک
- کتابگذار اعظم : آخ خدا ، کـَپـَلـَم ، آخه جوجه دیویی احمق چرا منو زدی ؟!!!
- جوجه دیویی : باور کنین قصدی نداشتم ، می خواستم بزنم تو پای اون ولی خورد به کـَپـَل شما .
- استادیوم : هوووووو ، خطا بود ، داور دقت کن ، شیر سماور ، اگزوز خاور ، هووووووو
فیگو همچنان یکه و تنها جلو می رود و وارد محطه هیجده قدم می شود و به هانری پاس می دهد و هانری هم معطل نمی کند و توپ را به طاق دروازه می چسباند و در همین لحظه داور صوت پایان نیمه اول رو می زنه .
- فردوسی پور : گل ، گل برای تیم منتخب جهان ، بازی یک بر صفر می شه .
- فردوسی پور : اِ ، آقای جلالی نظر شما راجع به این گل تیم منتخب جهان چی بود ؟
- مجید جلالی : ببینید ، آنالیز این بازی تا الان نشون می ده که تیم کتابگذاران اگه می خواد بازی رو ببره باید یه کمی از پاس های بلند استفاده کنه تا بتونه به کمک مهره های بلند قد خودش مثل وکیله الرعایا و کتابگذاراعظم نتیجه بازی رو عوض کنه و همچنین باید یه کمی هم تاکتیک تیمش رو تغییر بده و از 3،3،2 به 5،2،1 چـِنج ( change ) کنه .
- رختکن تیم منتخب کتابگذاران ، امیرالدوله سونگیر : بابا مگه حواستون نیست ، دارین چی کار می کنین ؟ ، یه کمی پاس های کوتاه بدین و یه خورده ام به سمت چپ سوگیری داشته باشین قضیه حله ، تو ام ناراحت الدوله خودتو بیشتر ناراحت نشون بده تا نتونن به این راحتی گل بزنن ، درضمن ما هم این پشت با داورها یه صحبتی می کنیم ببینیم می شه با یه چند تا قول جزوء و مقاله و تحقیق و اینجور چیزا نظرشون رو جلب کنیم و از کمک اونا هم بهره ببریم یا نه .
- فردوسی پور : بله بینندگان عزیز ، نیمه دوم بازی تا چند دقیقه دیگه شروع می شه ولی از حق نگذریم بازی استخون دار و اُستـُغـُص داری رو در نیمه اول شاهد بودیم و اضافه کنم که این بازی به همت شاخه ها دانشجویی و غیر دانشجویی انجمن های افکا و ادکا و لیزا ( lisa ) و یه چندتا موسسه همین طوری دیگه ترتیب داده شده و منافع حاصل از این بازی به نام کتابخونه های عمومی شهرداری و به کام پروژه های چاله کنی و چاله پُر کنی شهرداری مصادره می شه .
بعد از زدن صوت شروع بازی در نیمه دوم و گذشت چند دقیقه یکی از تماشاچی نما های افراطی به نام شهروز و ملقب به ضدحال در حالی که یک کتاب سوراخ در دست داره به میان زمین می دود و شروع به دادن شعارهایی مبنی بر "کتابخانه ملی تعطیل باید گردد" و یا "کتابگذاراعظم حیا کن کتابداری رو رها کن" می کند و مسابقه رو به حاشیه می کشد که البته به سرعت توسط ماموران امنیتی از توی زمین جمع می شود و بازی ادامه می یابد .
- ناراحت الدوله : برین همه جلو تا یه شوت بلند بزنم .
- یاشار : بچه ها بریم تو محوطه هیجده قدم اونا .
- ناراحت الدوله : حالا نه اینقدر دیگه بابا .
ناراحت الدوله با یک شوت بلند بازی رو به جریان در می آورد و توپ به خوابگزار اعظم می رسد . خوابگزار اعظم یه چند تا دِریپل می زنه و رونالدینهو و کریستنو رونالدو رو از سر راه بر می داره و بعد پاس می ده به عمو کتابدار ، عمو کتابدار هم با کتابگذار اعظم یک و دو می کنن و کارلوس رو جا می زارن ولی فیگو از گرد راه می رسه و توپ رو می گیره که البته با تـَکول جوجه دیویی که از دفعه قبل عقده ای شده و می خواد هرجوری که هست توپ رو بگیره نقش بر زمین می شه و داور صوت می زنه و یک ضربه آزاد به نفع تیم منتخب جهان می گیره .
- یاشار : بچه ها بیاین دیوار دفاعی ببیندیم .
- وکیله الرعایا : من اومدم تا دیوار ببندیم .
- یاشار : استغفرالله ، منظورم آقایون بود و نه شما .
بلاخره دیوار دفاعی متشکل از پنچ آقا و سه خانوم و شکافی معادل یک متر بین آقایون و خانوم ها تشکیل می شد .
- کارلوس : واستین تا از همینجا ( وسط زمین ) بزنم تو گل .
- ناراحت الدوله : نه ، تو رو خدا ، کارلوس قشنگه تو نزن .
کارلوس دورخیز می کنه و در حال جلو اومدن فریاد می زند : آآآآآآآآآ
گوپ ( صدای برخورد پای کارلوس با توپ )
فیش ، فیش ، فیش ( صدای توپ توی هوا )
گومبـَلـَس ( صدای برخورد توپ با ناراحت الدوله )
- ناراحت الدوله : آخ ننه صورتم ، واخ ننه پوزَم ( صدای ناراحت الدوله پس از لمس توپ )
توپ در برگشت به دست کتابگذار اعظم می افتد و او فریاد می زند
- کتابگذار اعظم : بچه ها مثلث آتش ، حمله ، آآآآآآآآآ
- یاشار : حمله ، آآآآآآآآآآآ
- جوجه دیویی : حمله ، آآآآآآآآآآ
- عمو کتابدار همراه با خوابگزار اعظم : مرگ ، سرم رفت ، چرا داد می زنین ؟ مگه نمی دونین توی کتابخونه نباید داد زد !!!
- استادیوم ( با تعجب ) : جان !!!
عمو کتابدار و خوابگزار اعظم برای اینکه صوتی که داده اند را ماست مالی کنن فریاد می زنن
- عمو کتابدار و خوابگزار اعظم : آآآآآآآآآآ
- استادیوم : آآآآآآآآآآآ
- اصنافی و میرزا مهدی زاهدالدوله : آآآآآآآآآآآ
- نویسنده : خاک بر سر من که این همه " آآآآآآ " به کار بردم ، آآآآآآآآآ
کتابگذاراعظم شروع می کند به پیش روی و با یک حرکت جـِلف توتی و رُسی رو با هم دِریپل می کند و بعد نوبت به هانری می رسد که یاشار با یک تنه فنی هانری را به زمین زده و توپ را از کتابگذار اعظم می رباید که حتی کتابگذار اعظم هم دهنش از تعجب باز می شود و به عقل این بچه شک می کند . یاشار پا به توپ جلو می رود و به جوجه دیویی پاس می دهد و در نهایت توپ به عمو کتابدار در گوشه راست زمین می رسه و او هم با یک سانتر زیبا در حالی که لـَمپارد و رونالدینهو در برابر تکنیک عمو کتابدار کاری جز نظاره کردن ندارن توپ را به سمت دروازه می اندازد ، در این بین مثلث آتش با ترکیب خوابگزار اعظم و وکیله الرعایا و ناراحت الدوله در مقابل دروازه تیم منتخب جهان شکل می گیرد و وکیله الرعایا به هوا جسته با یک هـِد ( head ) تیمیز توپ را به سمت خوابگزار اعظم می فرستد و خوابگزار اعظم هم یک استـُپ سینه دِبش انجام می دهد و ناراحت الدوله هم نامردی نمی کند و در حالی که صورتش از ناراحتی سرخ شده است با یک روپایی محکم و جوندار توپ را از بیخ گوش بارتز ( بارتز از سرعت عمل مثلث آتش تیم منتخب کتابگذاران ایران دچار بـُهت شده و فرصت انجام هیچ عکس العملی حتی بالا کشیدن خشتکش را هم پیدا نمی کند ) به سه جاف دروازه می کوبد .
- فردوسی پور : گل ، گل برای ایران ، چه می کنه این غزال تیز پا ، گل .
بازیکنان تیم منتخب کتابگذاران ایران همدیگر را در گوشه زمین بغل می کنن ، استغفرالله ، منظورم ، یعنی ، ولش کن بابا ، همون بغل می کنن و صوت پایان بازی به صدا در می آید .
در پایان گفتنی است که این بازی با نتیجه یک بر یک ( برای اینکه نه آبروی تیم منتخب جهان بره و نه تیم منتخب کتابگذاران ایران ) به پایان می رسد .
خدانگهدار.
مسابقه فوتبال تیم های
منتخب جهان
و
منتخب کتابگذاران ایران
به زودی
استادیوم آزادی تهران
پخش مستقیم از وبلاگ آنتی کتابدار
" خرخوانان و کم خوانان ارشد "
خوب ، بعد از یه مدت کوتاه دوباره سلام .
کم کم داریم به آزمون کارشناسی ارشد نزدیک می شیم و جنب و جوش خاصی در بین دوستان برای گذشتن از این به اصطلاح سدّ به وجود اومده و بهتر دیدیم که یه چند تا از این دوستان اهل مطالعه دانشکدمون رو بهتون معرفی کنیم ولی قبلش این رو هم بگم که هرگونه تشابه اسمی شانسی به وقوع پیوسته و ما روحمان هم خبر نداشته است .
و اما دوستان خرخوان ما برای کنکور کارشناسی ارشد به ترتیب درجه خرخوانی :
1- رضا مخ قشنگ : این رضا مخ قشنگ واقعاً مخ قشنگی داره ، اصلاً باید گفت مخ خوش فـُرمی داره ، اگه از بغل به کـَله اش نگاه کنین احساس می کنین که مخش از پس سرش زده بیرون و داره می ریزه رو زمین . این رضا خان ما روزی 20 ساعت می خونه و 4 ساعت می خوابه که توی خواب هم رده های ده گانه دیویی رو زمزمه می کنه که در نتیجه سرجمع باید گفت بیست و چهار ساعته مطالعه می کنه .
2- زَری ( مخفف زهرا ) جزوء لوله کن ، این زَری خانم که دیگه از اون دخترای خرخونه که دیگه توی خرخونی هیچ کس به گرد پاشم نمی رسه ، فقط حیف که یه کمی ای کیوش از رضا مخ قشنگ پایین تره و به همین دلیل در رده ی دوم قرار گرفته . زَری جزوء لوله کن به این دلیل شده " زَری جزوء لوله کن " چون جزوء و کتابی نیست که اساتید برای آزمون ارشد توصیه کرده باشن و این زَری خانم نخونده باشه و جدیداًهم رفته تو کار پایان نامه های دکترا و به گفته خودش اگه شده کف کفش اساتید رو هم می خونه تا نکنه یه وقتی چیزی از دستش دربره .
3- ناصر تست تیز زن : اُف بابا ، نیستین ببینین این ناصر تست تیز زن چیکار هم که نمی کنه ، آخرین روش های تست زنی رو بلده و تازگی ها هم داره متـُدهای تست زنی با چشم بسته ، تست زنی زیر دوش آب با سر کفی ، تست زنی در حال خـُرناس کشیدن ، تست زنی در حال ریش تراشیدن رو تمرین می کنه تا به قول خودش تمرکزش بالا بره ، البته ناگفته نمونه که این ناصر تست تیز زن تمام کتابهای درسی و جزوء های امتحانی رو تا الان سه دور دوره کرده و چهار دور تست زده و آخرین رکوردش هم زدن 365 تست کنکور ارشد در 32 دقیقه 10 ثانیه است که باید از همینجا بهش بگم " بابا تو دیگه هستی ، دست شیطونو بستی "
4- احمد دماغ : شاید با خودتون بپرسین که لقب " دماغ " چرا به این دوست ما داده شده و چه ربطی به آزمون کارشناسی ارشد داره ؟!!! ولی اگه شما هم جای ما بودین و می دیدین که این احمد دماغ چه جوری و با چه سرعتی به سوالات جواب می ده کم کم این احساس براتون پیش می اومد و این تصور در ذهنتون نقش می بست که نکنه این نامرد جواب سوالات رو بو می کشه !!! . ما یکبار امتحان کردیم و توی سوراخ های دماغش پنبه گذاشتیم و با پایین اومدن 80 درصدیه راندمان کاریش معلوم شد که حدسمان راجع به دماغش و ارتباطش با جواب دادن سوالات درسته .
5- میترا ته استکان : این یکی از اون دخترای ناجور خرخونه ، اینقدر می خونه که دیگه کم مونده به درجه ی " خرخوان تمام " برسه ، با اینکه نمره عینکش حدنصاب نیمه کور را هم رد کرده ولی بازهم خودشو جزء بیناها می دونه و آرزوشم اینه که ارشد قبول بشه تا باباش پول جراحی لیزر چشاش رو بده . ما که می ترسیم این بیچاره ارشد قبول نشه و همین یه ریزه چشمش رو هم بالای این آزمون از دست بده .
6- نفر بعدی در لیست کسی نیست جـُز مسعود فسفر : مسعود فسفر هم از اون بچه های خرخونه که کارش از خرخونی به درجه جـُغد خونی رسیده یعنی نتنها روزها اینهو خر می خونه بلکه شب ها هم اینهو جـُغد می شینه و می خونه . مسعود فسفر به جای دو تا نیمکره ، چهارتا نیمکره مغزی داره و از همین لحاظ هم استثناییه و درصد سوزوندن فسفر مغزشم خیلی بالاتره و بعضی وقت ها می شه فسفر سوزی بیش از حد مغزش رو توی سرخی چشماش دید . ( از بس می خونه چشماش همیشه قرمزه ، خواب هم که نداره حیوونکی )
اما یه چند تا دوست هم داریم که کارشون از همه درست تره .
اول از همه ، مهشید ریلکس ( relax ) : آخر آزادی و ریلکسی ، ریلکسه ریلکس ، تا دلـِت بخواد جک و لطیفه و عکس واسط اس ام اس می کنه و در آخر هم اینو بگم که واسه کنکور ارشد هم یه پاپاسی ارزش قائل نیست . ( دمش گرم )
جواد تافـِل : در مورد اینکه چرا شده جواد تافـِل نپرسین که قابل گفتن نیست . جواد تافل رو فقط می شه توی مسیر تریا به دانشکده و دانشکده به تریا پیدا کرد ولاغیر . همین قدر از جواد بگم که تا بهش می گی واسه ارشد چی کار کردی می گه : " خاطرت جمع ، خودم رتبه اول ام و تو ام دوم ، جوش نزن "
سعید روان : دیدن این سعید به آدمای روانی اصلاً توصیه نمی شه چون آدمای سالمش با دیدنش روانی می شن چه برسه به روانیاش . جدیداً زده و همه ی کتابای ترم های پیششو با 25 درصد تخفیف فروخته و این یعنی چی ؟!!! یعنی ارشـَـــــــــــد پـَـــــــــــر .
اینم از دوستای خرخون و کم خون ما برای آزمون ارشد . یه توصیه دوستانه هم برای همتون دارم ، به جای خوندن این وبلاگهای درپیت ( از جمله اینجا ) برین درساتون رو بخونین .
خدانگهدار.