" روی خطوط فشار قوی "
با سلام
قبل از هر چیز اینو بگم که ما خودمان خوب می دانیم که با نوشتن این متن ممکن است گردنمان به زیر گیوتین برود و شاید هم این نوشته باعث شود تا بعضی ها با انتقادهایشان نفس کشیدن را از یادمان ببرند ولی خوب ما که از این چیزها حراسی نداریم و همه عالم و آدم می دانند که طنزپرداز را هرچه بیشتر به باد انتقاد بگیری پـُررو تر می شود پس با این حساب باید بگم : هرچی دلتون می خواد بگین ، ما رو که باکی نیست داداش ، اصلاً کی به انتقاد شما اهمیت می ده ، اصلاً تو کی هستی که بخوای انتقاد کنی!!! ، تو کی هستی که بخوای ما رو زیر سوال ببری بچه قرتی!!! ، خرخره ات رو می جـَوَم اگه بخوای به نوشته ما انتقاد کنی .
خوب ، حالا که متوجه شدید ما چه آدم انتقاد پذیری هستیم و چقدر فرهنگ انتقاد پذیریمان بالا است ، گوش کنید صحبت اصلی ما را .
آقا به نظر ما ، آدم روی خطوط فشار قوی راه بره ولی عضو انجمن کتابداری ایران نشه . این انجمن هیچ کاری که نمی کنه هیچ ، بیشتر انقلاب های مخملی سایر کشورها رو هم تشدید می کنه و باعث نفوذ عوامل غرب در ایران می شه .
یه روز یه عده اومدن تو دانشکده ما ( شرمنده اسماشونو نمی تونم ببرم چون ارتباط مستقیم با مـِیـّت شدن ما داره ) و گفتن عضو انجمن بشین که می خوایم بترکونیم و بچه ها رو هم جو گرفت و با اینکه خون مشهدی تو رگاشون بود و عمری تعلیمات خسیس بودن را در محله های مختلف مشهد آموزش دیده بودند ، بازهم گول خوردن و رفتن نفری هزار تومن حق عضویت دادن و الان گوشاشون آویزونه ( خوب شد ما عضو نشدیم ، به جای اینکه هزار تومن حق عضویت بدیم رفتیم یه بازی پلی استشن خریدیم و حالشو بردیم ) .
از همون روز اول که انجمن تاسیس شد به همه گفتم ؛ بابا اینا همش دوکونه ، شما که یه عمره تو مشهد بزرگ شدین و مشهدی هستین نباید گول این چیزها رو بخورین ولی دوستان نیشخند زدند و گفتند : برو یاشار ، بزار فردا که انجمن دست همه ما رو گرفت و برامون کار دست و پا کرد اونوقت تو یه جاییت از اینکه عضو نشدی می سوزه . حالا که چند صباحی از تشکیل انجمن می گذره همه دوستان اذعان دارند که یاشار عجب خوب آینده رو دیده بود و ما چه احمق فرضش کرده بودیم .
انجمن کارش به جایی رسیده که حتی آقایون حاضر در کتابخانه ملی هم دیگه لب به انتقاد گشودند و از بی تحرکی دوستان انجمنی از اون بالا بالا ها تا اون پایین پایین ها ابراز ناراحتی می کنند . از ما گفتن ؛ این انجمن ، انجمن بشو نیست مگه اینکه چند تا آدم کاربیست ( مثل خودم ) بیان راس هرم قدرت و یه چند تا تصمیم انقلابی از نوع احمدی نژادی بگیرن . از ما گفتن بود .
خدانگهدار.
" چتربازی که چتر نداشت !!! "
سلام
حتماً با خودتون می پرسین این دیگه چه جور چتربازیه که چتر نداره !!!
این که تعجب نداره و سوال کردن نمی خواد ، تازه ما این آمادگی رو هم داریم که این نوع چتربازی رو در 24 ساعت بهتون آموزش بدیم و جدیداً برای ثبت این رشته " آموزش چتربازی بدون چتر در 24 ساعت " در دوره های فراگیر پیام نور هم اقدام کردیم و بعدش هم می خواهیم توی موسسات غیرانتفاعی و دانشگاه آزاد و در نهایت دولتی ریشه بدوونیم ( خیال کردین ما برگ چغندریم !!! ، نه داداش به ما می گن آنتی کتابدار !!! )
حالا از موضوع دور نشیم ، مواد لازم برای چتربازی بدون چتر به شرح زیر است .
1- تعدادی وبلاگ که ترجیحاً در یک موضوع خاص باشند مثلا کتابداری ، البته پیشنهاد می شه که در بین وبلاگ های انتخابی یه چند تا وبلاگ جنجالی هم گزینش بشن تا جای مانور بیشتری برای چتربازی باشه و بتونین تا حد ممکن دیرتر فرود بیاین .
2- یک ذهن چرند پرداز و تحلیل گر ، تحلیل گر از این لحاظ که مطالب وبلاگ ها را بخوانی و بفهمی چی گفتن ( البته اگه نفهمیدین بازهم می شه چتربازی کرد و روش هایی برای چتربازی افراد نفهم هم وجود داره !!! ) و چرند پرداز برای اینکه تا می تونی چرت و پرت مرتبط با مطالب اون وبلاگ بنویسی ( خودم هم نمی دونم چطوری می شه چرت و پرت مرتبط با یک موضوع نوشت ، اگه چرت و پرته پس ارتباطش با موضوع چیه و اگه مرتبطه پس چرت و پرت بودنش چیه ؟!!! )
3- یک بابای پول دار که پول قبض تلفن و اینترنتی که شما حروم کردین رو بده !!!
روش کار هم اینطوریه که یه دوری توی وبلاگ های انتخابی می زنی و بعد از خوندن مطالب یه چند تا کامنت توپ واسشون می زاری ولی فراموش نکنین که حتماً توی کامنت هاتون از قـُلمبه و سـُلمبه گفتن به نویسنده وبلاگ استفاده کنید و از شرمندگی نویسنده و جد و آبادش در بیاین ، بعد هم یه عذرخواهی از نویسنده بکنین و بگین که اگه آدم باشه و فهم داشته باشه عذرخواهی شما رو قبول می کنه . حتی می تونین خودتون رو یکی از نویسنده های معروف کتابداری معرفی کنید و از طرف اون هر چی دلتون می خواد بار وبلاگ و نویسنده اش کنید و بعد هم برین تو وبلاگ اون آدم معروفه و از طرف نویسنده این وبلاگ یک کامنت باحال دیگه بنویسین و اونوقت خودتون به عنوان یه آدم سوم و بیطرف هر دو تاشون رو به باد نصیحت بگیرین و پدربزرگ بازی در بیارین ( اینقدر حال می ده ، باور کن ، به جان شما ) .
به یاد داشته باشین که ما این روش چتربازی را برای افراد مـُبتدی هفته ای یک بار تجویز می کنیم و همچین که یه خورده واردتر ( اوستا تر ) شدین می تونین تا روزی سه مرتبه هم بالا برین و هیچ ضرری هم برای اون دنیایتان نداره ( ما به گردن گرفتن گناهانتان را تضمین می کنیم ) ولی همین طوری که دارین تو چتربازی حرفه ای می شین و هر روز بیشتر حال می کنین مواظب قبض تلفن باشین که یه دفعه ضدحال نخورین که ما دیگه پرداخت این یکی رو اصلاً تضمین نمی کنیم .
خوب حالا با آموزش چتربازی که ما به شما دادیم از همین امروز می تونین در وبلاگ های کتابداری و غیرکتابدرای ( البته به جز آنتی کتابداری ) چتربازی کنید و از چتربازیتون لذت ببرین ولی یه وقت هوس نکنین که چتربازی رو از همین وبلاگ شروع کنید که اونوقت ما هم با ضدهوایی ، خودتون و چترتون رو آبکش می کنیم .
خخددااننگگههدداارر .
سلام سلام سلام
دوستان ، سایت گل آقا وبلاگم را به عنوان یک وبلاگ طنز در حوزه کتابداری در آدرس زیر معرفی کرده است .
http://www.golagha.ir/guest/2007/Jul/25/2526.php
امروز روز خیلی خوب و شیرینی بود .
واقعا شیرین بود .
![]()
![]()
![]()
![]()
خدانگهدار.