سلام
وقتی یک نفر وارد کتابخانه می شود اولین کاری که می کند پیش کتابدار می رود و از او کتاب خود را می خواهد . در این حالت کتابدار پاچه اش را در کمال صلح وغلبه ی سیاسی می گیرد که شما باید اول برگه دان و یا جستجوی رایانه ای را مورد استفاده قرار دهید و در صورت ناتوانی در پیدا کردن کتاب خود از من کمک بخواهید که البته در این میان به اشکالات شبکه ی جستجوی رایانه ای و نامرتب بودن برگه دان ها هیچ اشاره ای نمی کند .
در حالت دوم شما ابتدا برگه دان را مثل کرم رایانه ای جستجو کرده و نتیجه ای نمی گیرید . در جستجوی رایانه ای هم به کتاب مطلوب خود نرسیده و در این حالت با کمال آرامش خاطر به نظد کتابدار رفته تا از او کمک نهایی را بگیرید که ناگهان و در یک حمله ی غافلگیر کننده پاچه ی شلوارتان جرجر شده و در حالی که از ضخم های روحی که به شما وارد شده است در حال رنج کشیدن هستید از دوستتان که در تمام مدت تنها ضخم برداشتن شما را نگاه می کرده و چون قبلا از این ضخم ها برداشته جرئت وارد شدن در این معرکه را نداشته می شنوید که ، کتابدار در عین رعایت احترام شما که مراجعه کننده هستید هرچه خواسته به شما گفته و در آخر هم فرموده است که اگر کتابتان را در برگه دان و در لیست رایانه ای نیافته اید پس ما این کتاب را نداریم و چند چیز دیگر هم به شما عرض کرده اند که از گفتن آنان معذوریم و بعد هم دوباره وظایف خود را برای شما توضیح داده که کار من در اینجا این است و آن است . در نهایت شما دست از پا درازتر و با کوله باری از سخنان ناپسند از بزرگان که برای نصیحت شما از طرف کتابدار به شما ارزانی شده است به دنبال کار خود می روید .
با آرزوی داشتن کتابدارانی مهربان و مهرورز .
خدانگهدار .
سلام
هر کی هر چی دلش می خواد بگه ، من حرف خودم می زنم .
مهم نیست که اول راه باشی یا آخر راه ، مهم نیست که شش ترمه تموم کنی یا نـُه ترمه . در هر حال و در هر شرایط باید این را بدونی که با این درس ها و این مطالب و این کتابها و این جزوه ها هیچ وقت نباید خودت جزء باسوادها قرار بدی و اینو بدونی که مدرک لیسانس داری ولی همون دیپلمه هستی ، حتی اگر با لیسانست جایی استخدام بشی باز هم دیپلمه هستی . ولی یه چیز را باید بگم ، اونم اینکه اگه خودت بخوای می تونی کتابدرای بشی که دنیا ندیده باشه . می تونی کاری کنی که همه دنبالت باشن . ولی با خوندن این درس ها هیچ وقت پیشرفت نمی کنی باید کتاب را کنار بگذاری و دل به دریا بزنی و بری توی گود و انگشتر خوش نقش تجربه را چنگ بزنی . باید قوی باشی ، چون توی این رشته با پستی و بلندی خیلی زیاد برخورد می کنی پس باید کفشی از جنس عزم بپوشی و عصایی به نام تجربه به دست بگیری .
خدانگهدار.