تبليغاتX
آنتی کتابدار (طنز) - یاشار - طنز کتابداری - کتابدار - ketabdar - Antiketabdar

خودکار قرمز را برداشت و روی اسمم یک خط  پـُررنگ کشید و به من گفت : پاشو از کلاس برو بیرون . منم گفتم : مطمئن باشید استاد که این درس را حذف می کنم ، به ریش شما هم می خندم ، بعد بلند شدم و وسایلم را جمع کردم و خواستم از کلاس برم بیرون که از خواب بیدار شدم .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/29ساعت 9:54  توسط یاشار   | 

 

سلام

 هر آن کس که طاووس خواهد   جور هندوستان کشد .

جمله ی بالا هیچ ربطی به متن پایین ندارد ، فقط درذهنم معلق بود به همین دلیل به اول متن ضمیمه کردم .

اگر خواستید  در رشته ی کتابداری تحصیل کنید باید بدانید که این رشته نیاز به تعدادی استعداد شخصی دارد که در صورت نبود آنان موفق به گذراندن این رشته نخواهید شد . تعدادی از این توانایی ها عبارتند از :  داشتن یک پوست کلفت که  بی شباهت به پوست کرگدن نباشد  ـــ  توانایی تحمل خنده ی دوستان در مقابل گفتن اینکه کتابداری می خوانم  ـــ  نداشتن حساسیت به زن و توانایی برقراری ارتباط با آنان چون در این رشته تا جایی که چشم کار می کند زن وجود دارد و در نهایت داشتن هفت جان .

در مورد آخرین توانایی بیشتر صحبت می کنم .

شما در رشته ی کتابداری نیاز به این دارید که دارای هفت جان باشید ، البته هر کدام از هفت جان شما باید به تنهایی صفت " سگ جان " را نیز دارا  باشد .

اولین جان شما هنگامی که به ترم سوم می رسید تمام خواهد شد زیرا تا رسیدن به این مرحله شما در حدود سه بار اصول اولیه ی کامپیوتر را در سه عنوان درسی مختلف آموزش دیده اید و قرار است در این ترم برای بار چهارم این اصول را بگذرانید .

جان دوم شما هم هنگامی که به سوالات درس کارورزی جواب می دهید تمام می شود چون در هنگام انجام دادن کارورزی می فهمید که تمام سوالات تکراری است و شما نیاز نداشته اید که اینقدر بین کتابهای کهنه بگردید و می توانستید با یک میهمان کردن دوستان ترم بالایی تمام جوابها را از آنان بگیرید .

خوب جان سوم شما هم به واسطه ی همنشینی با آقای یغمایی درسر کلاس درس درنهایت راحتی و کم عذابی از وجود مبارکتان کنده می شود .

در این زمان شما باید یک گذار به جان چهارم خود داشته باشید و تا می توانید از این جانتان محافظت کنید و حتی اگر می توانید کمی هم از جان پنجمتان در این مرحله کمک بگیرید زیرا اگر این جانتان را ببازید ، بازی گیم اُور ( game over ) می شود و شما باید از ابتدا تمام مراحل یاد شده را بگذرانید که خود این کار یک جان کامل را طلب می کند پس حواستان را جمع کنید و با فکر و حیله به سمت جمع دوستان و آشنایان بروید و تا می توانید سخن را به محفل هایی که خودتان می دانید بکشید و نگذارید که دوستان از اسم و رسم رشته ی تحصیلی شما سوال کنند چون دقیقاً یکی از جان های شما یعنی جان چهارم با مطرح شدن این سوال از وجودتان کنده شده و به جان پنجم خواهید رفت ، حالا در جان پنجم تا می توانید با کمال خونسردی و حق به جانبی از رشته ی کتابداری خوب بگویید « پیشنهاد من این است که گفتن دروغ های بزرگ و شاخ دار در این مرحله کاملاً قابل توجیه است » پس با تمام وجود از رشته ی خود خوب بگویید . یادتان باشد که اگر در آخر کار دوستانتان بازهم به شما خندیدند به این معنا است که شما یک جان دیگر را نیز از دست داده اید و به جان ششم رفته اید . در اینجا من توصیه می کنم که یک ذخیره ( save ) از خودتان بگیرید تا اگر سوختید بتوانید به سرعت دوباره در همین مرحله خودتان را load   کنید ، پس هر چه سریعتر این کار را بکنید . سپس به سراغ کتابخانه ی دانشکده تان بروید و سعی کنید آموزش های داده شده در طول ترم های گذشته را در آنجا بیابید . این مرحله بسیار وقت گیر است و ممکن است حتی بدون هیچ دلیلی خود به خود جان ششم شما تمام و به جان هفتم بروید و اگر هم تنوانستید این آموزش ها را در کتابخانه بیابید ، طبق دستور بازی به جان هفتم خواهید رفت . « اگر توانستید این آموزش ها را بیابید حتماً به ما هم بگویید و مژدگانی دریافت کنید » . در جان هفتم شما باید با دوچیز دست و پنجه نرم کنید ، اول اینکه اصلاً این رشته ارزش این را داشت که شش جان برایش تلف کردید ؟  و دوم اینکه برای بقای خودتان و از دست ندادن جان هفتم تا می توانید از کتاب و کتابدار دوری کنید .

 

در پایان این سوال را مطرح می کنم که : شما خودتان در جان چندم هستید که تن به خواندن این متن دادید ؟

 

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/14ساعت 10:0  توسط یاشار   | 

خدا لعنت کند این غربی ها را که نمی گذارند این قوم کتابدار ایرانی با آرمش و در انتهای تفاهم و همکاری و در یک جو آرام به کار خود بپردازند و اصلاً چشم دیدن این همه انسجام را ندارند و می خواهند هر طوری که هست موش بدوانند . اینک بشنوید از یک دسیسه ی غربی و پاتکی که ما به آنان زدیم :

چند روز پیش کتابخانه ی کنگره ی آمریکا ( به عنوان ابرقدرت کتابخانه ای جهان ) بیانیه ای را صادر کرد و در این بیانیه از وضع حقوق مراجعه کننده و استانداردهای کتابخانه ای در ایران به شدت ابراز نگرانی کرد و خواستار تصویب چند قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت شد . در اینجا بود که در یک حرکت   هم آهن گ   که در بین کتابخانه های ایران به راه افتاده بود تمامی کتابخانه ها و مسئولین مربوط به کتابخانه ها هر یک ، تک تک و به صورت انفرادی به مخالفت با این عمل ناشایست غرب برخواستند و بیانیه هایی را ایراد کردند که شعاع عملکرد سیاسی و اجتماعی این بیانیه ها محدوده ی فیزیکی کتابخانه را دربرگرفت و متاسفانه و یا خوشبختانه بخاطر اینکه کتابخانه های ایران از بتن تمام مصلح ساخته شده است و آخرین استانداردهای مهندسی کتابخانه ای در آنان لحظ گردیده است این بیانیه ها نتوانستند از این دیوارها و درب ها فراتر بروند و وارد جامعه شوند و تاثیرشان به همان محدوده ی کتابخانه خلاصه شد . بعضی از کتابخانه ها هم در یک حرکت جسورانه مقداری از بودجه ی خود را صرف برگزاری همایش هایی ضد کنگره ای کردند و در آن از تمامی کارکنان انگشت شمار کتابخانه دعوت به عمل آوردند و با کیک و آبمیوه و نهار پذیرایی مختصری نمودند که البته شعاع عملکرد سیاسی و اجتماعی این بیانیه ها نیز مقتدرانه تا چند متر فراتر از درب های کتابخانه پیش رفت و رعب و وحشتی بر دل غرب ایجاد کرد و باید اضافه کنم که بعضی از کتابخانه ها بلافاصله با شنیدن این خبر ، ابرقدرت کتابخانه ای جهان را تنبیه کردند و سایت کتابخانه ی کنگره ی آمریکا را فیلتر نمودند تا درس عبرتی باشد برای سایرین و اعلام کردند که تا اطلاع ثانوی دسترسی به این سایت مجاز نمی باشد .

و در اینجا لازم به ذکر است که بگویم کتابخانه ی ملی بعد از گذشت یک هفته از درج خبر کنگره ی آمریکا از تمامی کتابخانه های ایران دعوت به همکاری کرد واز آنان خواست تا پای طوماری که درهمین راستا و برای مبارزه با توطئه های غرب آماده کرده بود را امضا کنند و از آنجایی که کتابخانه های ایران کلمه ی "همکاری" را دراین درخواست بیگانه و غیر قابل درک یافتند با آن مخالفت کرده و خواستار تغییر کلمه ی بیگانه و غیر ملموس "همکاری" به یک کلمه ی دیکر مانند "هرکی هرکاری" شدند .

در نهایت بعد از انجام یک چنین فعالیت های سودمند و تاثیرگذار و خنثی کردن توطئه ی غرب همه ی کتابخانه ها پرشتاب تر و باانرژی تر از قبل به انجام فعالیت های همیشگی خود مشغول و مشد محکمی بر دهان غرب نواختند .  

+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/01ساعت 11:39  توسط یاشار   |