سلام
آخر همه ی بدبختی ها کتابداری است .
هر کسی یه بدبختی داره ، هر کسی یه گرفتاری داره و همه فکر می کنن که مشکل خودشون بزرگترین بدبختیروی زمینه . حالا من هم می گم بزرگترین مشکل کتابداری است و بزرگترین رنج کتابدار بودن است . البته اگر استاد کتابداری باشین این گفته مصداق پیدا نمی کنه چون اساتید کتابداری هیچ زحمت خاصی نمی بینن « بخصوص بعضی از اونها » . بعضی از اساتید چیزهایی رو سر کلاس درس می دن که می تونین تمام مطالب درس رو در طی دو الی سه دقیقه بگین و این خودش یه هنره که بتونین یک ساعت و نیم وقت کلاس را برای دو الی سه دقیقه حرف مفید پرکنین با دیگر صحبت ها . البته خوب اونها هم کار خودشون خوب بلدن مگر این نیست که در ایران کار مفید هر کارمند فقط بیست دقیقه است ، پس اگر سر هر کلاس فقطسه دقیقه حرف مفید بزنن در طول یک روز که پنج تا کلاس دارن می شه پانزده دقیقه که کافی به نظر می رسه . به هر حال حرف آخر اگر کتابدار هستین که هیچی ولی اگر نیستین هیچ وقت دیگه هم نشین .
خدانگهدار
سلام
موضوع این قسمت ، کلاس های کتابداری است . اگر کتابدار باشین حتماً سر کلاس کتابداری نشستین و با مواد کتابداری که مربوط به دوره ی پارینه سنگی است کار کرده اید . این کتابها در آمریکا و اروپا ویرایش بیست و دوم ولی در ایران ، ویرایش بیستم است ، اینو می تونین تصور کنین ویرایش بیستم ، حتی در دانشگاه فردوسی که یکی از بزرگترین و معتبرترین دانشگاه های ایران است « با اون مجسمه ی ابولقاسم جلوی درب ورودیش » . حالا شما رو با این کتابها آموزش می دن و می گن شما به چگونگی استفاده از این کتابها نیاز دارین ، آخه یکی نیست بگه با کتابهای عهد دقیانوس چه کار می شه کرد ، اینها برای تاریخ نویسان و باستان شناسان خوبه ، تازه وقتی کتابخانه ی ملی خودش هم شماره ی دیویی و هم کنگره رو روی کتابها فهرست می کنه علت اینکه ما با این کتابها آموزش ببینیم چیه ؟ بجز صرف هزینه و وقت و پول دادن به استاد که تمریناش همیشه تکراری است .
خدانگهدار
کتابدارها در این دنیا وجود دارن چه بخواهید و چه نخواهید همون طوری که ویروس های کامپیوتری وجود دارن . کتابدارها جزئی از این جامعه هستند همون طوری که متکدیان هستند . برای همین هر لحظه و هر کجا ممکنه با اونها برخورد داشته باشید ، پس باید خودتون را در مقابل آنان بیمه کنین همون طوری که کامپیوترتون را مجهز به آنتی ویروس می کنین . برای مقابله با یک کتابدار « اگر برخورد کردید » به ازای هر دو دقیقه « وقتی با اون صحبت می کنید » این جمله را به کار ببرید : " شما نقطه ی عطف انسانیت هستید ویا اینکه شما آخر دانش هستید ، اصلا علوم دیگر پا به عرصه ی ظهور نمی گذاشت اگر شما نبودین " . این باعث می شه که یک کتابدار خودش بفهمه که شما می دونین چه موجود بی سوادی است و آرام آرام خودش از شما دور می شه . اگر دوست کتابدار دارین با پررویی به او بگین که خودش جزء آدما حساب نکنه ، این آخری واقعا معجزه می کنه ، امتحان کنین .
خدا نگهدار .
هر وقت خواستید یک نفر را نفرین کنین بگین : الهی که یک کتابدار بشی .
هر وقت خواستید یک نفر را دعا کنین بگین : انشاء الله هیچ وقت کتابدار نشی .
می دونین فرق یک کتابدار با یک کلکسیونر کتاب چیه ؟
کتابهای یک کلکسیونر مال خودشه ولی کتابدار نه .
سلام
یک بار دیگر سعی در آشنایی و جلوگیری شما از انتخاب رشته ی کتابداری دارم تا در آینده سرخورده نشوید به خصوص اینکه کنکورنزدیک است و بعد از آن بازار انتخاب رشته ام گرم می شود .
رشته ی کتابداری به گفته ی بزرگان فن « اساتید محترم و محترمه » یک رشته ی میان رشته ای است که به نقل از این بزرگواران ترکیبی از رشته های : مدیریت ، مجموعه سازی و سازماندهی اطلاعات ، روابط عمومی ، رایانه و مهندسی « برای اینکه خود را از قافله عقب نبینند » می باشد ، هنگامی که شما در این رشته تحصیل می کنید با تمامی این چند رشته برخورد می کنید و از تمامی آنان مطالب و کتابهایی را به طبع گذراندن واحدهای درسی مجبور به انتخاب هستید و مطالعه خواهید کرد ولی هرگز کسی به شما نخواهد گفت که چگونه یک رشته می تواند با آموختن تنها مبانی این رشته ها و وارد نشدن در مباحث میانی و تخصصی این چند رشته اسم و نام تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی را برای خود اختیار کند و در صورت سوال از اساتید با جوابهای جالبی مواجه می شوید که بی شباهت به جواب آدم مریخی ها نیست . نهایتا هیچ وقت درست متوجه نمی شوید که شما چه رشته ای را انتخاب کرده اید ، مدیریت ؟ ، کامپیوتر ؟ ویا ... اما این قطعی است که شما هر چه باشید بی سواد هستید چون انسان با آموختن مقدمات و اصول پایه ی یک دانش هیچ وقت قادر به انجام کاری در دنیای امروز نخواهد بود و نیازمند دانش تخصصی است که در کتابداری چنین چیزی وجود ندارد .
به امید انتخاب نکردن رشته ی کتابداری از طرف شما .
خدانگهدار .