تبليغاتX
آنتی کتابدار (طنز) - یاشار - طنز کتابداری - کتابدار - ketabdar - Antiketabdar

یک بار دیگه سلام :

از آنجایی که تا به حال زیاد وبلاگ ننوشته ام  پس ممکنه اول کار کمی ایراد و اشتباه داشته باشم که به بزرگواری خودتون نبخشید چون هر وقت من را بخشیدن باز یک گند دیگه زدم ، پس این بار نبخشین شاید دیگه از این بدتر نشه .

من در اینجا می خواهم شما را با رشته ی کتابداری « که اگر هر کسی به شما گفت رشته ی خوبی ویا متوسطیه ، حرفش را باور نکنین » آشناتون بکنم چون خودم به وسیله ی این رشته تور شدم و الان می فهمم که چه اشتباهی کردم .

رشته ی کتابداری مذخرف ما شامل 136 تا واحده که باید در طول 7 یا 8 ترم بگذرونین و از آخر مدرک  کاربیست  کارشناسی بگیرین و فارغ التحصیل بشین . در این رشته شما یاد یاد می گیرین که چگونه از منابع اطلاعاتی مثل کتاب و مجله ، کتابشناسی و اطلاس های جغرافیایی و اینترنت و منابع وسیع الکترونیکی استفاده کنین تا بتونین به مراجعه کننده یعنی همون آدم بدبختی که آمده پیش شما تا اطلاعات بگیرد را از اطلاعات دست اول سیرآب کنین و بفرستین پی کارش . محل کار ما هم بعد از فارغ التحصیلی البته اگر کاری باشه ، اگر هم نباشه که باید برین سر گزر و بیل و کلنگ روی دوشتون بزارین در کتابخانه ، آرشیو ، بایگانی اسناد مثل اسناد ثبت اختراع و بانک های اطلاعاتی الکترونیکی و خلاصه هر اداره ای که دارای بانک اطلاعاتی باشه مثل شرکتهای بیمه ، دادگستری ، بانک ، وزارتخانه های مختلف دولت و سازمان های دولتی و غیر دولتی « آهای اینها که گفتم ظاهر کار است و شما ها که الان با خودتون گفتین که خوب عجب رشته ی خوبی ، صبر کنین تا اصل رشته رو به شما بگم ، ما اول این چیزها رو شنیدیم و آمدیم »

اول که وارد این رشته می شین یکی از استادهای پرحرف و پرچونه که سابقه ی شستشوی مغزی دادن ، زیاد داره می یاد سر کلاس و آنقدر از رشته ی کتابداری خوب می گه که فکر می کنی اصلا آسمون باز شده و رشته ی کتابداری از اون بالا بالاها « یعنی فلک هفتم » راست افتاده پایین و عجب شانس بزرگی آوردی که در این رشته و در یک شهر خوب « ببخشید ، این کلمه ی خوب را بردارید ، اشتباه شد » مشهد دانشجوی این رشته هستی . اما چندی نمی گذره که به اشتباه خودت پی می بری و به زمین و زمان و مکان و ... ناسزا و بد و بیراه می گی .

از اون همه چیزهایی که قبلا در مورد کتابدرای گفتم فقط اینها رو می بینی :

باید در یک کلاس بشینی و به کتابها یک سری شماره بدی که اصلا معلوم نیست کی این شماره ها رو از خودش بلغور کرده و چطوری شده که این همه شماره شده و اشتادش هم همش بین دو ردیف صندلی کلاس را میره و به وسط دیوار آخر کلاس خیره شده و یک سری از تمرینات فسیل شده که آنقدر در طول تدرسش به دانشجوها داده که وقتی داخل کارگاه کتابداری میشی تا آنها را حل کنی می بینی که جواب تمام تمرینات از قبل توسط دانشجویان بدبخت قبلی علامت گذاری شده و تو حتی زحمت فکر کردن هم به خودت نباید بدی .

 بعد ، از اون بانکهای اطلاعاتی که گفتم و باید به وسیله ی آنها آخرین اخبار و اطلاعات روز را به مشتری بدی تنها یکسری مبانی کامپیوتر می آموزی و تازه آخر ترم می فهمی که خودت از استاد بیشتر یاد داشتی و استاد حتی باز کردن ایمیل رو هم بلد نیست ، تازه اگر با هزار زحمت ایمیل باز کنه دچار این مشکل می شه که حالا چطوری باید ایمیل رو ببنده . خلاصه بانکهای اطلاعاتی نجومی که فریادشان گوش هر آسمان خراش را کر می کرد تبدیل میشن به موش های کوچولوی مبانی کامپیوتر که خودتهم ناگفته یاد داشتی . یکسری درس هم هست مثل ، مجموعه سازی و مرجع شناسی که حسابی بعداً در مورد آنها توضیح خواهم داد چون هم استاداش و هم خود درس نیاز به موشکافی عمیق و تحلیل کارشناسی داره .

تا اینجای کار شما 70 واحد از 136 واحد رو گذروندی ، می مونه تقریباً 70 واحد دیگه .

در این رشته شما چهارتا کارورزی داری که باید « مثلا » بری و با زحمت زیاد و مشقت فراوان کارورزی رو حل کنی  ، ولی می بینی که کارورزی به جای اینکه کارورزی باشه همش ضِرضِر بوده  که اسمش گذاشتن کارورزی ، یک مشت سوال که باید بری و از داخل کتابهای عهد عتیق و دوره ی فتح علی شاه قاجار که داخل کتابخانه ی مرکزی مونده و به روز نشده و برای انیکه اسمش درست بشه کمی هم اینترنت استخراج کنی که البته راه ساده تر اونه که از بچه های ترم بالاتر بپرسی چون تمام سوالاتی که دست شماست همون سوالاتی ِ که ترم پیش به بچه های قبلی دادن و تمام جواب ها واضح و مبرهن ، حی و حاضر جهت استفاده ی شما یکجا قلمبه جمع شده و تنها کاری که باید بکنین یک پرینت قشنگ از اونها است .

خوب عزیزان تا انیجا شما 85 واحد را پاس کردین ، بقیه راه هم از بهارش پیداست و چون خودم هنوز این مسیر « بقیه ی راه » رو نرفتم فعلا اظهار نظر رد مورد آن جایز نیست پس در همین جا سخن را کوتاه می کنم .

ولی در پایان یک توصیه ، اگر کلاهتان یا عینکتان و یا دستمال بینیتان و حتی انگشتری نامزدیتان و غیره سمت کتابدار و کتابداری افتاد از برداشتن آن یا حتی خواب برداشتن آن منصرف شوید زیرا عبور حتی از 7 قدمی این رشته جایز نیست .

وسلام .

فعلا خدانگهدار .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/31ساعت 0:14  توسط یاشار   |